منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٠
همان طور كه ملاحظه مى فرماييد: محور سخن در آيه هاى اين دو سوره، تأويل تمام آيات قرآن است كه به حكم (يَوْمَ يَأْتِى تَأْويله) ويا (وَلَمّا يَأْتِهِمْ تَأْويلهُ)روز رستاخيز ظرف ظهور و تحقق تأويل آنها خواهد بود.
در اين صورت مقصود، آيات مربوط به عالم غيبى است كه قرآن در موارد زيادى از آنها گزارش داده است و عوامل غيبى چيزى جز امور تكوينى وغيبى نمى تواند باشد، ولذا حقيقت تأويل در اين دو آيه همان تأويل تكوينى و عينى است نه مفهوم ذهنى و فكرى. و انسان به حكم آيه:
(لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَة مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطائَكَ فَبَصَرُكَ اليَومَ حَدِيدٌ) (ق/٢٢).
«تو از اين جهان در غفلت بودى ما پرده از ديدگان تو برداشتيم ديدگان تو امروز تيز بين است»(و به خاطر همين تيز بينى) حقايقى را كه نمى توانست در اين دنيا درك كند در آن جهان درك مى نمايد».
در صورتى كه محور بحث در سوره آل عمران، تأويل قسم خاص از آيات قرآن به نام آيات متشابه است كه ظهور ثابت و مستقرى در مقصود واقعى ندارند، و پيوسته مراد و نامراد به هم شبيه و همانند هستند، در اين مورد به حكم تناسب محور سخن و موضوع (متشابه ) قهراً مقصود از تأويل، ارجاع آيه اى به معنى مقصود آن، واستمداد از محكم براى رفع ابهام و تزلزل از متشابه است و يك چنين تأويل جز يك امر ذهنى و فكرى چيزى نمى تواند باشد.
٢. شأن نزول آيه
ابن هشام در سيره خود نزول آيه را به صورت بس گسترده اى نقل مى كند، كه ما خلاصه آن را در اين جا مى آوريم: