منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٨
واقعى خود آگاهى صحيحى به دست مى آورد، به خطا وجرم خود معترف مى گردد آنجا كه مى فرمايد:
(بَلِ الإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرة * وَلَو أَلْقى مَعاذِيرَه) .
(قيامت/١٤ ـ ١٥)
«انسان به نفس خود آگاه است هر چند براى توجيه خود عذرهايى بتراشد».
با اين بيان مى توان به پايه ارزش سخن «ژان ژاك روسو» پى برد، آنجا كه مى گويد:
اى وجدان، اى وجدان، اى غريزه الهى، اى نداى ملكوتى و ازلى، اى راهنماى مطمئن ومؤتمن يك موجود نادان ومحدود ولى با خرد وآزاده، اى قاضى مصون از خطا در تشخيص خير و شر، طبيعت انسان را عالى و رفتار او را اخلاقى مى سازى.
تمام اين ستايش ها از وجدان انسان بسيار خوب و عين حقيقت است ولى مشروط بر اين كه، منافع شخصى، تبليغات اهريمنى، تربيت هاى شيطانى پرده اى بر روى وجدان نيفكنند و از قدرت تشخيص ديد او نكاهند و سرانجام مسأله جايگزين ساختن وجدان به جاى دين و ايمان با اين شكست هاى روشن و آسان وجدان، افسانه اى بيش نيست و هيچ عاملى اعم از تعليم و تربيت، تمدن و صنعت، پرورش وجدان و درك درونى، گسترش وسايل پليسى و تحكيم دستگاه قضايى نمى توانند مانند دين مؤثر افتند و نقش دين را در كليه شؤون ايفا نمايند.