منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٣
متفكران بر دو گروهند.
گروهى، كه افكار عمومى را سرچمشه قانون مى دانند ملاك حق و باطل بودن قانون را اين مى دانند كه قانون گذار با رضايت ملت بركرسى قانون گذارى تكيه زند و هر قانونى كه از پشتيبانى ملت برخوردار باشد حق بوده و غير آن باطل خواهد بود.
در حالى كه از نظر قرآن ملاك حق و باطل چيز ديگر است و آن اين كه تأمين كننده سعادت انسان بوده و با مقتضاى فطرت و آفرينش او مخالف نباشد.
بنابراين تصويب مسئله مصرف نوشابه هاى الكلى هر چند از رضايت عمومى برخوردار باشد حق نبوده، بلكه قانون باطلى خواهد بود ولى توحيد و يكتاپرستى چون مطابق فطرت و آفرينش انسان است قانون حق بوده هر چند جامعه مشرك و توده ملت به مخالفت با آن برخيزند.
قرآن در آن مورد كه درباره لزوم پرستش خداى يكتا، سخن مى گويد و به جامعه بشرى دستور مى دهد كه تنها او را بپرستيم بلافاصله مسئله آفرينش بشر را كه با خداپرستى و يكتاپرستى آميخته شده است پيش مى كشد و مى فرمايد:
(فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللّهِ الّتِى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدِّينُ القَيِّمُ وَلكِنْ أَكْثر النّاسِ لا يَعْلَمُونَ) (روم/٣٠).
«به آيين راست خدا رو كن آيين راستى كه آفرينش خدا است و بشرها را بر آن اساس آفريده است. دگرگونى، در خلقت خدا نيست، اين است آيين استوار در حالى كه بيشتر مردم نمى دانند».