منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٢
در هر حال خواه يك چنين تفصيل ميان تفسير و تأويل درست باشد يا نباشد قرن ها مفسران اسلامى روى اين اساس بحث كرده و تفسير آيه را غير از تأويل آن دانسته اند، و تفسير را به معنى پرده بردارى و آشكار ساختن معانى مفردات و جمله ها دانسته، در حالى كه تأويل را به باز گردانيدن آيه به معنى واقعى و مقصود نهايى آن گرفته اند.
اين نظريه تا قرن هفتم اسلامى، نظريه استوارى بود و كسى با آن مخالفتى نداشت ولى در اوايل قرن هشتم ابن تيميه حرانى دمشقى، نظريه جديدى را مطرح كرد و تأويل آيه را از قبيل مفاهيم و معانى ندانست و آن را واقعيت هاى تكوينى و خارجى انديشيد[١]، و در اين باره كوشش هايى نموده است كه در آينده مطرح خواهيم كرد و نظريه ايشان، مورد تأييد شيخ محمد عبده مفسر معروف مصرى قرار گرفته است.[٢]
در عصر حاضر، استاد بزرگ حضرت علاّمه طباطبايى درباره حقيقت تأويل نظريه مخصوص دارند كه در تفسير هفتمين آيه از سوره آل عمران مطرح كرده اند.
٢. پيش از آن كه به نقل و تحليل آياتى كه لفظ «تأويل» در آنها وارد شده است بپردازيم لازم است معنى لغوى آن را توضيح داده و به ريشه يابى بپردازيم، استاد فن (ريشه يابى) در لغت عرب «ابن فارس» مؤلف كتاب ارزنده «المقاييس» است كه در ٦ جلد در مصر چاپ شده است، اين مرد با اين تأليف، خدمت بس ارزنده اى به جهان لغت و تفسير انجام داده است و با احاطه كاملى كه به زبان داشته ريشه معانى اصيل هر لفظى را پيدا كرده و چه
[١] مجموعة الرسائل الكبرى:٢/١٥ـ٢٠.
[٢] تفسير المنار:٣/١٧٢ـ ١٧٣.