منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٠
چه نشانه اى بالاتر بر وجود اين علاقه از اين كه: وقتى خداوند به ابراهيم نويد منصب «امامت»داد و گفت: (...إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً): «من تو را پيشواى مردم قرار مى دهم» . او فوراً اين مقام را براى ذريه و فرزندان خود نيز درخواست كرد و گفت:(...وَمِنْ ذُرّيتى...)(بقره/١٢٤).
امام هشتم عليه السَّلام در حديثى فرمود: هرگاه خداوند براى بنده خود نيكى بخواهد پيش از آن كه او را بميراند، به او فرزند عطا مى كند.[١]
امام عسكرى عليه السَّلام كه به دستور «معتمد عباسى» در بازداشتگاه به سر مى برد روزى به يكى از ياران خود كه او نيز مانند امام بازداشت بود، گفت آيا فرزندى دارى؟ گفت خير امام درباره او دعا كرد آنگاه فرزند را با جمله «نعم العضد الولد» توصيف كرد يعنى چه بازوى خوبى است فرزند.[٢]
شكى نيست كه هر فرزندى مايه گسترش شخص و شخصيت وجواب گوى تمايلات درونى انسان، و بازوان تواناى او نيست، نسل فاسدى كه با آبروى پدر بازى مى كند، هستى او را برباد مى دهد، و به صورت نزديك ترين فرد، از پشت خنجر مى زند، نبودش بهتر از بود او است چقدر پدران و مادرانى هستند كه پيوسته دست به دعا مى باشند و از خدا مى خواهند اولاد هرزه وناپاك آنان را از سر سفره آنها و يا حاشيه زندگى آنها بردارد و آنها را از اين فرزند راحت سازد.
دو نوع الگو
قرآن در موقع بحث از فرزندان پاكترين انسانها، دو نوع فرزند معرفى
[١] سفينة البحار:٢/٦٨٤ «انّ اللّه إذا أراد بعبد خيراً لم يمته حتى يريه الخلف».
[٢] همان مدرك.