منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٨
چه بسا انسان كار بدى را انجام مى دهد و سپس احساس ناراحتى مى نمايد ولى سعى مى كند كه خود را از آن منصرف سازد، امّا نفس سرزنش گر يا قاضى محكمه وجدان، او را تحت فشار قرار مى دهد و با تازيانه هاى نامرئى خود، بر او مى تازد.
نمونه هايى از وجدان سرزنشگر
قرآن، در بيان سرگذشت اقوام گذشته به ظهور اين نيروى درونى اشاره كرده و ما دو مورد را يادآور مى شويم:
١. ابراهيم، قهرمان توحيد، همه بتهاى بتكده بزرگ «بابل» را شكست جز بت بزرگ كه آن را به حال خود رها كرد.
انتقادهاى علنى ابراهيم از بت پرستى، سبب شد كه حكومت وقت، ابراهيم را عامل جريان بداند و او را در دادگاه محاكمه نمايد. وقتى هيئت دادرسان دادگاه به وى گفتند: تو اين كار را درباره خدايان ما انجام داده اى؟
وى در پاسخ گفت: اين كار را، بزرگ آنها انجام داده است شما از آنها سؤال كنيد اگر سخن مى گويند.
پاسخ ابراهيم سخت آنان را تكان داد و آنها را به اشتباه ديرينه خود واقف نمود، وشرمنده وجدان خويش ساخت زيرا دريافتند كه يك عمر بر چنين عمل احمقانه صحه گذارده و مرتكب آن شده اند. لذا برگشتند به روى يكديگر نگريستند وگفتند:
ابراهيم ستمگر نيست بلكه شماها ستمگريد، و به نفس خويش اين همه تجاوز و ظلم كرده ايد . آنجا كه مى فرمايد:
(فرَجَعُوا إِلى أَنْفُسهِِمْ فَقالُوا إنَّكُمْ أَنْتُمُ الظّالِمُونَ * ثُمَّ نُكِسُوا عَلى