منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٦
از انديشه وجود ندارد تا انديشه و سخن با آن منطبق گردد.
ولى پاسخ اين سخن نيز روشن است زيرا اين مغالطه گر چون ميان وجود واقعيت در ظرف انديشيدن و يا سخن گفتن، و داشتن واقعيت در ظرف تحقق خويش فرق نگذارده، دچار چنين پندارى شده است زيرا وقتى مى گوييم:
قهرمان خيبرى به نام «مرحب» به دست على عليه السَّلام كشته شد، درست است در ظرف سخن، نه على عليه السَّلام هست و نه مرحب، ونه قتل، ولى در آن ظرفى كه اين سخن از آن ياد مى كند، چنين واقعيتى وجود داشته، و واقعاً در چهارده قرن قبل اين قهرمان يهودى به دست امير مؤمنان عليه السَّلام كشته شده است به گونه اى كه اگر چرخ زمان را به عقب برگردانيم، اين حادثه را در آن ظرف، عينيت يافته خواهيم ديد. خلاصه: وقايع تاريخى ديرينه، در ظرف سخن، وجود خارجى ندارد ولى هر كدام در ظرف تحقق خود، واقعيت داشته و هم اكنون نيز در آن ظرف تحقق دارند.
٣. اين نظريه از جمودگرايى سرچشمه مى گيرد
تعريف حقيقت به اين كه ذهن با عين منطبق گردد، از يك نوع جمودگرايى در طبيعت سرچشمه مى گيرد زيرا فلاسفه تصور مى كنند كه جهان عين و طبيعت، تغيير نمى كند و به يك حالت ووضع باقى مى مانند، از اين جهت ملاك حقيقت را تطابق حكم ذهن با