منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣١
اينك بيان اين دو بخش:
١. «تمنى» مشتق از «منى» به فتح ميم و سكون نون است و اين لفظ در عرب يك معنى بيش ندارد و آن تقدير و فرض وجود شىء محبوب است.
اگر به آرزو كردن چيزى «تمنى» مى گويند، براى اين است كه شخص آرزو كننده، وجود خارجى آن شىء را مفروض مى گيرد.
اگر به نطفه انسانى «منى» مى گويند براى اين است كه انسان از او فرض مى شود.
اگر به مرگ (منيه) مى گويند، به خاطر اين است كه مرگ بر تمام جانداران فرض و تقدير شده است.
اگر به صورت ذهنى آرزو«تمنى»مى گويند براى اين است كه وجود آن را در خارج مفروض گرفته است.
اگر به سرزمين «منى» منى مى گويند از اين نظر است كه ذبح گوسفند در آنجا مفروض و مقدر شمرده شده است.[١]
٢. پيامبران پيوسته خواهان نشر هدايت و گسترش آيين خود در ميان امت هاى خود بودند، وبراى پيشبرد اهداف خود، نقشه هايى مى كشيدند و در اين راه به انواع مصايب و شدايد تن داده و استقامت مىورزيدند. و آيات قرآن حاكى از آزار امتها و صبر و بردبارى پيامبران است.
دشمنان پيامبران منحصر به انسانها و امت هاى خود نبوده، بلكه شيطان و شيطان زاده ها پيوسته با وسوسه در قلوب مردم و تحريك آنان بر ضد پيامبران
[١] المقاييس:٥/٢٧٦.