منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٥
مقاصد خود شك و ترديد نمى كند مانند آيات سه گانه اى[١] كه ابن عباس به عنوان نمونه ازآنها ياد كرده و يا مانند نصايح حكيمانه اى كه در سوره اسراء در ضمن آيات ٢٢ـ ٣٩ نازل گرديده است.
ولى در اين ميان يك رشته آياتى است كه در عين دلالت بر يك معنى، دلالت آنها آن چنان محكم و استوار نيست كه احتمال ويا احتمالات ديگرى به آن راه پيدا نكند، در اين صورت است كه معنى واقعى در محاق ابهام و تشابه قرار مى گيرد و مقصود واقعى به غير واقعى مشتبه مى گردد.
در اين ميان افراد واقع گرا تشابه اين نوع از آيات را با ارجاع به «امّ الكتاب» كه اساس و ريشه هاى قرآن است، برطرف مى كنند و تشابه و ترديد را از چهره مراد برميدارند و سرانجام خود «متشابه» از آيات محكم مى گردد كه پس از ارجاع، هيچ نوع احتمالى به آن راه پيدا نمى كند.
اين گروه كه قرآن آنها را همچنان كه بعداً خواهيم گفت «راسخان در علم» مى خواند در عين ايمان به هر دو «متشابه» را به محكم ارجاع مى دهند و در رفع تشابه از آنها كمك مى گيرند.
در مقابل اين گروه افراد منحرف و پيشداورى هستند كه فقط از آيات متشابه تبعيت و پيروى مى كنند، و هدفى جز فتنه انگيزى و تأويل آيه بر طبق هوى و هوس خود، ندارند.
اينك نمونه هايى از «متشابه» را كه مى تواند روشنگر مقصود باشد در اينجا مى آوريم:
١. انسان در نخستين بار كه آيه (الرَّحمانُ عَلى العَرْشِ اسْتَوى)
[١] انعام/١٥١ـ ١٥٣.