منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٠
بلكه در عصر معاصر نيز گروهك هاى مسلمان نما، مكتب خود را برپايه اينگونه تأويل ها كه نتيجه اى جز ماديگرايى ندارد، استوار ساخته اند و به تعبير قرآن، «ضلّ» و «اضلّ»، گمراه شدند و مايه گمراهى ديگران گردند.
ـ لذا ـ اسلام باب هر گونه تأويل را به روى افراد عادى بسته، و به احدى جز افراد معصوم كه علم و دانش آنان از جهان وحى سرچشمه مى گيرد، اجازه تأويل قرآن را نداده است. زيرا اين نوع تأويل، مايه نابودى دين و تحريف اصول و فروع آن است به حدى كه مى توان دين الهى را كه بر اساس اعتقاد به عوالم غيبى استوار است، از نظر نتيجه با يك مكتب سياسى يكسان دانست. امروز جهان اسلام گرفتار يك مشت منافق مادى مسلمان نما است كه اصول و فروع اسلام را با تأويل هاى مادى گرانه يدك مى كشند، و با تأويل تمام مقدسات اسلامى، خود را مسلمان مى خوانند در حالى كه از نظر عقيده و عمل با يك ماركسيست تفاوت ندارند!
نمونه هايى از تأويل ممنوع
اكنون كه با معناى متشابه و نحوه تأويل آن آشنا شديم، يادآور مى شويم همان طور كه آيات متشابه براى خود تأويل دارند، همه آيات قرآن نيز براى خود تأويلى دارند كه بطن و درون قرآن محسوب مى شوند، و حقيقت تأويل در هر دو يكى است چيزى كه هست در آيات متشابه، مقصود نهايى روشن نيست و محتملاتى در كار است و با تأويل آن به مقصود خدا پى مى بريم ولى در تأويل ديگر آيات قرآن، ابهام و تزلزلى در كار نيست، و يا در مفاد آيه، كوچكترين زنندگى وجود ندارد، چيزى كه هست مفاد آيه مى تواند عمق بيشترى داشته و معناى ديگرى در درون معناى نخست، نهفته باشد.