منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٨
پيوند شد، پيوند مادى و جسمى او بى ارزش بوده و عملاً ناديده گرفته مى شود و به اين حقيقت در سرگذشت فرزند «نوح» تصريح شده است.
خداوند به نوح دستور ساختن كشتى را داد، ونويد داد كه در جريان طوفان، از خاندان او به كسى آسيب نمى رسد، وقت عذاب الهى فرا رسيد و آب از بالا و پايين، منطقه را فرا گرفت، نوح به فرزند خود اصرار ورزيد كه هرچه زودتر سوار كشتى شود تا از غرق نجات يابد ولى او به خاطر دو گانگى كه از نظر تفكر و رفتار، با پدر داشت، از سوار شدن ابا ورزيد و گفت: به كوه بلندى پناه مى برم كه مرا از غرق نجات بخشد نوح او را نصيحت كرد و گفت امروز براى كسى، جز پناه خدا(كشتى) پناهگاهى نيست، امواج كوبنده آب به تدريج بالا آمد، و فرزند «عاصى» نوح را در كام خود فرو برد، نوح دست به نيايش بلند كرد و گفت: پروردگارا ! فرزندم از خاندان من ووعده تو وعده حق است و تو بهترين داور هستى.
در اى[١]ن موقع خطاب آب:
(...إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَير صالِح...) (هود/٤٦).
«او از خانواده تو نيست، او فرد ناصالح و انجام دهنده كارهاى غير صالح است».
اين آيه به روشنى مى رساند فرزندى كه پيوند مكتبى اوبا پدر قطع گردد، فرزند واقعى او نيست، فرزند واقعى انسان، فرزندى است كه پيوند فكرى و معنوى او با پدر قطع نگردد.
در آغاز بحث يادآور شديم كه زكريا از خداوند «ذريه طيبه» و «وارث
[١] اقتباس از آيات ٣٧ـ ٤٥ سوره هود.