منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٢
گذشت پيامبر، نيست.
آرى درباره آن گروه كه هيچ دليلى بر انحراف آنان در دست نباشد، مى توان به حكم اين آيه، آنان را مرضى الهى و بندگان برگزيده خدا دانست و در ظاهر (البته در ظاهر، ولى باطن را، خدا مى داند) حكم كرد كه عمل آنان بسان گذشته مورد رضايت الهى بوده اند.
دليل روشن بر اين كه آيه مربوط به گذشته و موقع اخذ بيعت است، لفظ «إذ ظرفيه» است كه در كلمه (إِذْ يُبايِعُونَكَ)وارد شده است، يعنى خدا از آنان آنگاه كه با تو بيعت كرده اند راضى شد، ولى اين رضايت همان طور كه حدوثاً در پرتو ايمان و عمل صالح پديد آمده بود بقاءً نيز به اين عامل رضايت آفرين، محتاج و نيازمند مى باشد.
هرگز اين گروه كه خداوند رضايت خود را از آنان ابراز مى دارد، نمى توانند به اتكاى اين آيه هر كارى خواستند انجام دهند و از هر روشى كه ميلشان كشيد، پيروى نمايند، بلكه آنان بايد در آينده بسان گذشته روى اساس صحيحى، منطبق با موازين اسلامى گام بردارند.
آيه سوم
(لِلْفُقَراءِ المُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَأَمْوالِهِمْ يَبْتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ وَرِضْواناً وَيَنْصُرُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصّادِقُونَ)(حشر/٦).
(«اين غنايم) متعلق است به فقراى مهاجر كه از خانه و اموال خود بيرون شده اند و كرم و رضاى خدا را مى جويند، خدا و رسول او را كمك مى كنند آنان راستگو مى باشند».