منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٣
مقامى، فقط او است ولى اين عقيده مانع از آن نيست كه عواملى مانند فرشتگان به اذن پروردگار و با استمداد از نيروى لايزالى و مطابق اراده حكيمانه او خدمتگزار مقام ربوبى بوده و كارگردانى جهان را به عنوان سبب بر عهده بگيرند. توضيح اين مطلب در كتاب «مبانى توحيد» مشروحاً بيان گرديده است.
ولى اگر ملاك و معيار در حق و باطل بودن، الوهيت و ربوبيت شىء نباشد، بلكه ملاك داشتن هستى و اشغال بخشى از صفحه وجود باشد در برابر چيز معدوم و غير موجود، كه سهمى از وجودو هستى ندارد، در اين صورت، خدا حق مطلق بوده، و غير او هر چه باشد، اگر هستى پذيرفته باشد، حق نسبى خواهد بود.
زيرا، وجود و هستى خدا، يك هستى ازلى و ابدى است، ووجود او متعلق به خود او است و از درون او مى جوشد، در حالى كه وجود ديگر موجودات، وابسته به خدا و خصيصه ازلى و ابدى بودن را ندارند از اين جهت، عدم و نيستى كه ملازم با بطلان است، به ذات خدا راه ندارد، او حق محض است كه هرگز بطلان پذير نيست، وامكان اين كه «عدم» به ذات او راه يابد وجود ندارد.
در حالى كه ديگر موجودات از اين نظر كه سهمى از هستى دارند، و صفحه هستى را به نوعى اشغال كرده اند، در مقابل اشياى معدوم كه تحت ظلمت و تاريكى عدم باقى هستند، حق خواهند بود، امّا توصيف آنها به حق، يك وصف نسبى است، يعنى نسبت به اشياى معدوم حق و داراى حقيقت مى باشند، ولى از نظر اين كه وجود آنها وابسته به ديگرى است و فيض از جاى ديگر مى گيرند و هرگز ابدى و پايدار نمى باشند، قهراً باطل بوده و از