منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣١
است».
هيچ فردى نمى تواند با ذيل اين آيه بر نجات تمام مسلمانان و مؤمنان روى زمين استدلال كند در صورتى كه مى دانيم گروهى از همين افراد مسلمان و مؤمن، در بخشى از عمر خود چه جنايتها و خلافهايى را مرتكب مى شوند.
قرآن درباره زنان پيامبر صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم مى فرمايد:
(...فَانَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً) (احزاب/٢٩).
«خداوند براى نيكوكاران از شما (زنان پيامبر) پاداش بزرگى فراهم ساخته است».
حالا اگر يكى از همسران پيامبر در بخشى از عمر خود پاك و متقى باشد و در بخش ديگر از عمر خود واجبات را ترك كند و يا بر امام حق و مفترض الطاعه خروج نمايد، هرگز نمى توان به حكم اين آيه او را اهل نجات دانست.
آيه دوم
اين آيه در ستايش گروهى از مؤمنان كه از مهاجر و انصار بودند، وارد شده است اينك متن آيه:
(لقَدْ رَضِى اللّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرة فَعَلِمَ ما فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَل السَّكِينَة عَلَيْهِمْ وَأَثابَهُمْ فَتْحاً قَريباً)(فتح/١٨).
«خداوند از افراد با ايمان هنگامى كه با تو زير درخت بيعت نمودند، خشنود گرديد و از آنچه در دلهاى آنان بود، آگاه شد و آرامش خاصى بر آنان فرو فرستاد، و پيروزى نزديكى را پاداش آنان قرار داد».
اين آيه در «حديبيه» نازل گرديده و به روشنى رضايت خداوند را از مؤمنان آنان اعلام مى دارد، ولى اين خشنودى مربوط به همان زمان نزول آيه است و هرگز گواه بر وجود چنين رضايت در اعصار بعدى، خصوصاً پس از در