منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٦
عبد اللّه بزاز نيشابورى مى گويد: در روزهاى ماه رمضان، بر حميد بن قحطبه طوسى وارد شدم ، او در برابر خود سفره پهن كرد و غذا خورد. گفتم: مگر امير بيمار است؟! گفت: نه، گفتم پس چرا روزه خود را مى خورد، او در پاسخ سؤال من گريست وچيزى نگفت آنگاه كه از خوردن غذا فارغ شد، گفت من به امر هارون در يك شب شصت علوى را از زندان بيرون آوردم و همه را گردن زدم و اجساد آنها را در ميان چاه ريختم، ديگر با اين عمل ننگين وجنايت هولناك نماز وروزه به حال من چه سودى خواهد داشت[١] يك چنين فرد مأيوس ونوميد، در راه اهداف شيطانى خود از انجام هيچ جنايتى كوتاهى نخواهد كرد.
قرآن مسأله اميد را به صورت ديگر نيز مطرح مى كند، و در هر دو به گونه اى اشاره شده است كه بايد رجا و اميد كاملاً سازنده بوده يعنى با عمل و كار توأم باشد.
گاهى آن را به صورت «اميد به لقاى خدا» مطرح مى كند و مى فرمايد:
(...فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً...) (كهف/١١٠).
«هر كس كه به لقاى پروردگار خود اميدمند است، براى چنين لقا كار نيك انجام مى دهد».
و گاهى ديگر آن را به صورت «اميد به روز ديگر» مطرح مى كند، ومى فرمايد:
(لَقَدْ كانَ لَكُمْْ فِى رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللّهَ وَاليَوُمَ الآخِرَ...)(احزاب/٢١).
[١] تتمة المنتهى، ص ٢٥٦.