منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٦
توصيف فراگير، چگونه سازگار است.
آيه اى كه سراسر آيات قرآن را «محكم» مى خواند آيه ياد شده در زير است:
(...كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيم خَبير) (هود/١).
«اين كتابى است كه آيات آن استحكام يافته از جانب خداوند حكيم و آگاه تشريع شده است».
از اين آيه به روشنى استفاده مى شود كه همه آيات قرآن از استحكام و استوارى برخوردار است در اين صورت بايد ديد چگونه قرآن در عين محكم بودن به دو نوع محكم و متشابه تقسيم مى گردد؟
رفع اين اختلاف به اين صورت انجام مى گيرد كه مقصود از «احكام» در آيه سوره «هود» اين است كه سراسر آيات قرآن از نظر محتوا متقن ومستحكم است و هيچ نوع سستى به مضمون آن راه ندارد، زيرا اين قرآن همان طور كه ذيل آيه متذكر است از جانب فرد «حكيم» و «خبير» نازل گرديده است.
توصيف قرآن به «احكام» به اين معنى، اختصاص به محكمات ندارد. زيرا مضامين واقعى آيات متشابه نيز از «احكام» و استوارى خاصى برخوردار است و هيچ نوع بطلان و سستى به آن راه ندارد و اگر اين گونه از آيات «متشابه» است به خاطر چيز ديگرى است و آن تشابه مقصود، يعنى دلالت به گونه اى است كه نمى توان با نگاه بدوى و بدون ارجاع مفاد آن، به آيات محكم، مقصود واقعى را به دست آورد.
بنابراين، استحكام و استوارى مضمون وحكيمانه بودن مفاد آيه، مطلبى است و استحكام واستوارى دلالت آيه بر مضمون خود، مطلب ديگرى است،