منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦
بنابراين هر چهار خصيصه اى كه نور «حسى» دارد، همه را، انوار معنوى به گونه اى دلپذير دارا مى باشند.
٦. خدا نور است
قرآن گذشته بر اين كه، اسلام و ايمان و ديگر چيزها را نور مى خواند، خود «خدا» را نيز نور معرفى مى كند آنجا كه مى فرمايد:
(اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالأَرْض مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكوة فِيهَا مِصْباحٌ المِصْباحُ فِى زُجاجَة الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرة مُبارَكة زَيْتُونَة لا شَرْقِية وَلا غَرْبيّة يَكادُ زَيْتُها يُضئُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُور يَهْدِى اللّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثالَ لِلنّاسِ وَاللّهُ بِكُلِّ شَىء عَلِيمٌ)(نور/٣٥).
«خدا روشنى آسمان ها و زمين است، روشنى او چيزى است از قبيل چراغدانى كه در آن چراغى است، چراغ در داخل شيشه است، شيشه گويى ستاره اى درخشان است، سوخت آن از درخت زيتون با بركتى است كه نه از خاور و نه از باختر، روشنى آن در آستانه بر افروختن است، هر چند آتشى به آن نرسيده باشد، روشنى بر فراز روشنى، خدا هر كه را بخواهد به سوى روشنى اش هدايت مى كند، خدا اين نمونه ها را براى مردم مى آورد و خدا از همه چيز آگاه است».
مقصود از اين كه خدا «نور آسمان و زمين»است اين است كه او هستى بخش كائنات و پديد آرنده موجودات است از تاريكى «عدم» و «نيستى» به فضاى روشن «وجود» و «هستى» هيچ تاريكى بدتر از «عدم» نيست، و اگر فيض «وجود» از خداوند جهان قطع گردد، تاريكى مطلقى كه هيچ نوع در آن