منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٩
اين نظريه كه بيشتر مورد توجه ابن تيميه[١] و پيروان مكتب او است از جهاتى مردود است با ظاهر آيه قرآن تطبيق نمى كند.
١. «متشابه» در لغت عرب به دو چيز همشكل و همرنگ و به اصطلاح شبيه هم مى گويند، و به خاطر قدر مشترك هايى كه ميان دو شئ موجود است انسان به دشوارى مى تواند آن دو را از يكديگر جدا سازد اگر به خاطر داشته باشيد قرآن درختهاى«زيتون» و «انار» را متشابه خواند زيرا اين دو درخت در حالى كه از نظر ميوه كاملاً متمايز مى باشند ولى از نظر ساختمان درخت، كاملاً متشابه و هم رنگ و هم شكل هستند و همچنين است ديگر موارد استعمالات لفظ متشابه.
بنابراين، تفسير «متشابهات» به «مجهولات» و موضوعاتى كه درك آنها از حيطه عقل و خرد انسان بيرون است يك نوع تفسير به رأيى است كه پيامبر گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم، مسلمانان را از آن باز داشته است زيرا دو شئ «متشابه » بابى است، مجهول و نامعلوم بودن يك شئ باب ديگرى است و حقيقت ذات خدا، وكيفيت علم و قدرت او، وواقعيت فرشته و پرى و يا برزخ و قيامت از قبيل اشياى مجهول و نامعلوم است نه از امور «متشابه»، واقعيت «تشابه» مربوط به دو چيز است كه به عللى به يكديگر ملتبس و مشتبه مى شوند در حالى كه حقايق مجهول و نامعلوم و خارج از افق ذهن انسان خاكى، خود به خود مجهول و نامعلوم هستند بدون اين كه پاى مقايسه و مشابهتى به ميان آيد.
[١] ابن تيميه احمد بن عبدالحليم حرانى دمشقى رساله اى پيرامون «محكم و متشابه» دارد كه به نام «الاكليل» در ٢١ صفحه ضمن «الرسائل الكبرى» چاپ شده است وى در اين رساله به گونه اى مشوش پيرامون «متشابه» سخن گفته است كه سرانجام روشن نيست كه نظريه واقعى او چيست؟