منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢١
كما ل مطلق، بر كمال خود بيفزايد.
معنى راستين «اومانيسم» و حفظ«اصالت انسان» نيز سوق او به ارزش هاى اخلاقى و سجاياى انسانى است كه به ذات او بر مى گردد و در ذات والاى او جاى مى گيرد.
ماركسيسم از آثار سازنده خداگرايى آنچنان غافل است كه خداپرست را فاقد شخصيت تلقى مى كند و خويشتن گرايى ونفس پرستى را مايه تجلى شخصيت مى داند.
او خدا را بسان يك حاكم ستمگر و خودكامه تصور كرده است كه از كرنش بندگى و هدم شخصيت آنان لذت مى برد و با سلب شخصيت از آنها، مقام خود را بالا مى انديشد، در صورتى كه پرستش خدا، جز طلب كمال، و سير در خداگونگى، جز يك نوع حق شناسى و قدردانى از نعمت هاى او و جز اظهار لياقت و شايستگى براى بهره مندى نعمت هاى بيشتر چيزى نيست.
خداپرستى، داراى آثار ارزنده و كمال آفرينى است كه هيچ فرد خردمندى در آن شك و ترديد نمى كند.
خداشناسى مايه تكامل علوم و دانش ها، كنترل كننده غرايز مرزنشناس انسانى، پرورش دهنده فضايل اخلاقى و سجاياى انسانى، مايه آرامش روح وروان در سختى ها و دشواريها و... مى باشد و محققان الهى در كتاب هاى مربوط به عقايد و مذاهب، پيرامون آثار سازنده آن سخن گفته اند، و نياز به تكرار آنها نيست.[١]
[١] براى آگاهى از آثار ارزنده خداشناسى در زمينه هاى ياد شده در بالا به كتاب «راه خداشناسى» مراجعه بفرماييد.