منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤
كنيد تا زمانى كه جزيه را به دست خود با خضوع و تسليم بپردازند».
در آيه نخست نبرد با مشركان را تا آن حد تجويز مى كند كه آنان از بين بروند، در صورتى كه آيه دوم نبرد با اهل كتاب را تا آن حد لازم مى شمارد كه جزيه بپردازند. و به عبارت ديگر: در آيه نخست موجوديت مشرك را به رسميت نمى شناسد، در صورتى كه در آيه دوم به خاطر اين كه اهل كتاب از نظر پيروى از يك دين آسمانى شباهتى با مسلمانان دارند هر چند از جهتى نيز شبيه به مشركان هستند، نبرد با آنان را تا آن حد كه جزيه بپردازند، تجويز مى كند و براى آنان يك سلسله احكام حد وسط ميان مسلمان و مشرك قائل مى شود، و در صورت پرداخت جزيه آنها را به رسميت مى شناسد.
آنگاه در آيه دوم، علت نبرد با اهل كتاب را تا حد جزيه دادن تشريح مى كند و جهات زير را علل نبرد با آنان مى داند:
١. (لا يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلا بِاليَومِ الآخِرِ) :« آنان به خدا و روز معاد ايمان ندارند».
در اينجا سؤالى مطرح است وآن اين كه: چگونه اهل كتاب به اين دو ركن اساسى ايمان ندارند در حالى كه خود را خداپرست و از پيروان پيامبران مى دانند؟ پاسخ آن اين است كه ايمان آنان صحيح و خالص نيست بلكه آلوده به شرك است. يهوديان «عزير» را فرزند خدا، مى دانند، و مسيحيان به خدايان سه گانه اعتقاد دارند. ايمان آنان به معاد بسيار تحريف يافته است، معاد از نظر آنان، فقط روحانى محض است از اين جهت آنان از گروه غير مؤمن به خدا و روز رستاخيز شمرده شده اند.
٢. (لا يُحْرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ) : «حرام هاى خدا و پيامبر او را حرام نمى شمارند».