منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٦
مى توان اين آيات را تفسير كرد، زيرا هرگاه ما اين آيه ها را به فارسى ترجمه كنيم، باز در آنها حالت اجمال و ابهام باقى خواهد ماند. در حالى كه آگاهى از آنچه كه محققان اسلامى در مورد احاطه وجودى وعلمى مبدأ مطرح كرده اند مايه شكوفايى ذهن مى گردد و سبب مى شود كه مفاد آيه تجلى بهترى كند.
آيا يك نفر درس نخوانده و استاد نديده، مى تواند به عمق جمله (وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنما كُنْتُم) پى ببرد؟
آيا يك فرد غير راسخ در معارف الهى مى تواند حقيقت (هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِر وَالظّاهِرُ وَالباطِن) را درك كند؟
تكرار مى كنم: مقصود اين نيست كه به كمك فلسفه يونانى ويا اسلامى يا به كمك علوم جديد به تفسير قرآن بپردازيم و قرآن را بر اين افكار غير مصون از خطا تطبيق كنيم، زيرا يك چنين كار جز تفسير به رأى كه عقلاً و شرعاً ممنوع است، نتيجه ديگرى ندارد، بلكه مقصود اين است كه اين نوع آگاهى، به ذهن ما قدرت و توان مى بخشد كه در مفاهيم و مقاصد كتاب آسمانى دقت بيشترى كنيم، و مقاصد آن را بهتر دريابيم.
امروز بحث هاى روان شناسان و جامعه شناسان درباره انسان و يا بررسى هاى دانشمندان علوم طبيعى درباره زمين و كيهان، افق هاى تازه اى را در قرآن گشوده و به انسان معاصر قدرت و توان بخشيده است كه به قرآن از ديدگاههاى جديدترى بنگرد.
در اين جا عظمت گفتار امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا عليه السَّلام تجلى مى كند آنجا كه شخصى از حضرتش سؤال مى كند: «ما بال القرآن لا يزداد عند النشر والدرس الاّ غضاضة».