منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٥
«منع» و «بازدارى» است، و اگر در زبان عرب به لجام اسب «حكيمة» مى گويند، به خاطر اين است كه آن را از حركت و تمرد باز مى دارد، و يا خانه پايدار و سخنان استوار را با لفظ «محكم» و «حكيمانه» توصيف مى كنند، به خاطر اين است كه اين گونه موضوعات ، نفوذ عوامل نابودى به حيطه خود را، از خود دور مى نمايند.[١]
اهل بهشت آنگاه كه از ميوه هاى بهشتى مى خورند مى گويند: اينها همانهايى است كه قبلاً در دنيا نيز از آنها مى خورديم، قرآن به روشنگرى مى پردازد و مى گويد:
(...وَأُوتُوا بهِ مُتَشابهاً...) (بقره/٢٥).
«آنچه مى خوريد از جنس ميوه هاى دنيوى نيست، بلكه شبيه آن مى باشد».
با توجه به اين بيان بايد گفت: لفظ «متشابه» در دو چيز شبيه هم به كار مى رود خواه شباهت آنها از وحدت شكل و رنگ باشد مانند شباهت درختهاى زيتون و انار، ويا از نظر مضمون ومحتوا، مانند باطل كه رنگ حق به خود مى گيرد و مشابه آن مى شود، و سرانجام به خاطر شباهت، و التباس دور آن را يك نوع ابهام فرا مى گيرد و انسان به زودى حقيقت را از حقيقت نما تميز نمى دهد.
٢. همه قرآن محكم است
در حالى كه اين آيه، آيات قرآن را بر دو نوع تقسيم مى كند و مى فرمايد:
(مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ)ولى برخى از آيات قرآن، سراسر آيات آن را «محكم» توصيف مى كند، اكنون بايد ديد كه اين تقسيم با اين
[١] مقاييس اللغة:٢/٩١.