منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٣
ياد شده در زير توصيف مى كند:
١. متشابهاً، شبيه يكديگر.
٢. مثانى: مكرر از نظر مضمون.
آنجا كه مى فرمايد:
(...اللّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتشابهاً مَثانِىَ...) (زمر/٢٣).
وطبعاً هر شبيهى با شبيه ديگر در حالى كه مى تواند جهات اختلافى داشته باشد، قطعاً جهات مشتركى نيز دارد و به خاطر همين جهات مشترك است كه بايد در تفسير يك آيه همه آيات وارده در زمينه آن آيه را ديد، آنگاه از مجموع آنها اتخاذ نظر كرد و همچنين است مضامين متكرر يك جريان.
اين جا است كه لزوم پى ريزى يك نوع ديگر از تفسير، و آن به اصطلاح تفسير «موضوعى قرآن» است، جلوه گر مى شود و مقصود از چنين روش اين است كه مجموع آيات يك موضوع، به اندازه توانايى در يك جا گرد آيند، آنگاه با قرينه قرار دادن و مقايسه آيات با يكديگر، از مجموع، نظر واحدى اتخاذ گردد.
در حالى كه روش ديگر تفسير قرآن يعنى: تفسير آيات قرآن به صورت سوره به سوره مفيد و سودمند است حتى براى طبقه اى، جز اين روش، روش ديگرى نمى تواند مفيد واقع شود، مع الوصف پرده بردارى از مقاصد قرآن به صورت جامع الاطراف، جز از طريق تفسير موضوعى كه روح «هماهنگى آيات قرآن و انسجام آنها با يكديگر» است، امكان پذير نيست، و اين همان راهى است كه نگارنده آن را در اين كتاب، «منشور جاويد قرآن» و كتاب «مفاهيم