منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٤
و همچنين است ديگر انوار معنوى كه هر كدام به گونه اى روشنى بخش مسير زندگى مادى و معنوى انسان ها مى باشند.
٢. اگر نور حسى پرورش دهنده جسم وجان است به گونه اى كه اگر نور خورشيد به مدت موقتى بر كره خاكى نتابد حيات و زندگى از اين نقطه رخت بر مى بندد، همچنين انوار معنوى بدون استثنا مايه حيات معنوى انسان است و قرآن به اين مطلب در آيه ياد شده، در زير تصريح مى كند:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا للّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَاعْلَمُوا انَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرءِ وَقَلْبِهِ وَ أَنّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) (انفال/٢٤).
«اى افراد با ايمان به نداى خدا و پيامبر او پاسخ بگوييد، آنگاه كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را زنده مى كند، بدانيد خداوند، ميان انسان و قلب او حايل مى شود و همه شما نزد او (روز رستاخيز) گرد خواهيد آمد».
حيات، بر خلاف آنچه كه مردم ناخود آگاه تصور مى نمايند به حيات مادى كه حركت و توليد مثل، اثر بارز آن است مخصوص نيست، زيرا حيات اخلاقى حيات فرهنگى، حيات سياسى، حيات اقتصادى و حيات در ديگر زمينه ها، از مصاديق حيات است و اين آيه هدف اسلام را در يك جمله روشن مى سازد و آن اين كه تعاليم اسلام، كارى جز بخشيدن حيات در تمام زمينه هاى مربوط به انسان چيزى نيست.
قرآن، انسان فاقد ايمان را كه طبعاً فاقد حيات فكرى و عقلانى است مرده مى خواند آنجا كه مى فرمايد:
(أَوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأحْيَيْناهُ وَجَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشى بِهِ فِى النّاسِ...) (انعام/١٢٢).