منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٣
مقصود از «عربى مبين» چيست؟
اگر تفسير قرآن به يك چنين مقدمات نياز دارد، پس چرا قرآن خود را چنين توصيف مى كند:
(...وَهذا لِسانٌ عَرَبىٌّ مُبين) (نحل/١٠٣).
«قرآن به زبان عربى آشكار است».
و در مورد ديگر مى فرمايد:
(نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمينُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ المُنْذِرينَ بِلِسان عَرَبِىّ مُبين)(شعراء/١٩٥).
«روح الأمين، قرآن را بر قلب تو (اى پيامبر) نازل كرده تا از بيم دهندگان باشى وآن به زبان عربى روشن است».
آيا مفاد اين دو آيه و نظاير آن اين نيست كه تفسير قرآن جز آگاهى از خود «زبان عربى» به چيزى نياز ندارد؟
پاسخ
از آنجا كه مشركان عرب در مقابل «تحدى» قرآن احساس ناتوانى مى كردند، پيوسته در فكر فرو رفته بودند كه براى آن مبدأ و منشأى بينديشند سرانجام گفتند:
پيامبر، قرآن را از دو غلام رومى به نام «جبر» و «يسار» و مانند آنها فرا مى گيرد[١] چنان كه ما قبل آيه، آن را حكايت مى كند، آنجا كه مى فرمايد:
(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِى يُلْحِدُونَ إِليهِ أَعْجَمِىٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِىٌّ مُبِينٌ) (نحل/١٠٣).
«ما مى دانيم كه مشركان مى گويند: محمد را بشرى آموزش مى دهد در حالى كه
[١] كشاف:٢/٢١٨.