منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٠
ديگر هنوز نيامده است قرآن مانند خورشيد و ماه در حال جريان مى باشد (همان طور كه خورشيد و ماه در انحصار منطقه اى نيست) همچنين قرآن نيز در انحصار افراد خاصى نمى باشد».
در اين حديث «تأويل» در مقابل «تنزيل» وارد شده و تأويل به معنى تطبيق مفاهيم كلى بر افرادى گرفته شده كه بخشى از آنها در گذشته بوده و بخشى ديگر در آينده تحقق مى پذيرند.
امام صادقعليه السَّلام در حديثى مى فرمايد:
«إذا نزلت آية على رجل ثمّ مات ذلك الرجل ماتت الآية من الكتاب ولكنّه حىّ يجرى فى من يأتى كما يجرى فى من مضى».[١]
«اگر آيه اى درباره كسى نازل گرديد آنگاه كه آن شخص بميرد(مفاد آيه به صورت قانون كلى باقى مى ماند)و اگر با از بين رفتن آن شخص آيه نيز از بين برود قرآن نيز به تدريج از بين مى رود بلكه قرآن زنده است درباره آينده همان را حكم مى كند كه درباره گذشته آنرا حكم مى كرد».
تنها اين دو حديث نيست كه قرآن در آنها به آفتاب و ماه تشبيه شده باشد بلكه در اين مورد احاديثى وارد شده كه همگى حاكى از آن است كه قرآن پيوسته زنده و در هر زمان تر و تازه است و ابداً مندرس و كهنه نمى گردد.[٢]
حيات و تحرك قرآن در سايه همين تأويل در مقابل تنزيل است و هرگز نبايد مفاهيم كلى قرآن را در انحصار گروهى دانست بلكه بايد آن را بر آيندگان به نحوى تطبيق كرد كه بر گذشتگان تطبيق مى گشت.
قرآن مجيد در سوره «رعد» آيه هفتم چنين مى فرمايد:
(...إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوم هاد) .
[١] نور الثقلين:٢/٤٨٨.
[٢] در اين باره به كتاب «القرآن فى احاديث النبى و آله»، ص ١٦٠ـ ١٦٢ مراجعه بشود و قسمتى از اين احاديث در آنجا گردآورى شده است.