منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١
(أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِساناً وَشَفَتَينِ * وَهَدَيْناهُ النَّجْدَينِ) (بلد/٨ـ١٠).
«آيا ما (براى حفظ حيات او) دو چشم به او اعطا نكرديم و زبان و دو لب به اونداديم و راه خير و شر را براى او آشكار نساختيم».
مقصود از «نجدين» همان خير و شر وحقيقت هدايت به «نجدين» همان هدايت فطرى و درونى او است. به گواه اين كه اين هدايت، در كنار ديگر نعمتهاى طبيعى مانند دو چشم و زبان و دو لب وارد شده است، در اين صورت مقصود از آن، همان هدايت سرشتى خواهد بودكه انسان آن را بدون معلم و آموزگار، از درون دريافت مى كند.
در احاديث اسلامى به روشنى، به وجود يك چنين ادراك درونى و آگاهى سرشتى كه گاهى پند ده و گاهى سرزنشگر است، اشاره شده است و امير مؤمنان در اين زمينه مى فرمايد:
«وَاعلموا انّه من لم يعن على نفسه حتى يكون له منها واعظ وزاجر لم يكن له من غيرها زاجر ولا واعظ».[١]
«بدانيد آن كس كه خدا اورا كمك نكند و از درون براى او پند ده و سرزنشگرى نباشد، هرگز سرزنش و پند ديگران مؤثر نخواهد افتاد».
باز امير مؤمنان عليه السَّلام درباره راهنماى درونى مى فرمايد:
«ومن كان له من نفسه واعظ كان عليه من اللّه حافظ».[٢]
«هر كس براى او از درون پند دهى باشد، خداوند نيز نگاهدارنده او مى باشد».
[١] نهج البلاغه، خطبه ٨٧ ، چاپ عبده.
[٢] كلمات قصار، شماره ٨٩.