منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٣
پذيرفته شد، نزديك ترين فرد به خود را، مى كشد، وكوچك ترين پروايى نه از وجدان و عاطفه انسانى و نه از جانب خدا، دارد.
در حالى كه طرف ديگر ناصح مشفقى است كه او را پند مى دهد نقطه ضعف او را دلسوزانه بيان مى كند، و در عين اطلاع از سوء قصد او به خاطر ترس از خدا دست به سوى او دراز نمى كند و به اصطلاح قصاص پيش از جنايت نمى كند.
نسل فاسد به اندازه اى جاهل و نادان است كه از يك مسأله ساده ناآگاه است و ناچار بايد معلمى از زاغ داشته باشد.
الگوهاى ديگر
اين تنها فرزندان آدم و حوا نيست كه در قرآن به عنوان نمونه مطرح شده اند، بلكه آنگاه كه قرآن درباره نسل پيامبران و فرزندان آنان سخن مى گويد به دو نوع نسل كه يكى مصدر نور وپاكى وديگرى منبع ظلمت و تاريكى است اشاره مى نمايد، در اين جا به بخشى از بحث مى پردازيم.
١. «نسل ابراهيم» به صورت بسيار زيبا در قرآن ترسيم شده و آياتى حاكى از وجود فرزندان صالح او است آنجا كه مى فرمايد:
(وَوَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنا فِى ذُرِّيتَهِ النُّبُوّةَ وَالكِتابَ...)(عنكبوت/٢٧).
«ما به ابراهيم، اسحاق و يعقوب را داديم، و در نسل او، پيامبرى و نزول كتاب را مستمر داشتيم».
و در سوره «انعام» پس از طرح مذاكرات ابراهيم با مشركان از فرزندان او ياد مى كند و به عنوان نمونه از اسحاق و يعقوب و داوود وسليمان و ايوب و