منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٨
دانشمندان پيرامون استعمال يك چنين الفاظ درباره خدا قانونى دارند كه تعبير علمى آن اين است كه «خذوا الغايات واترك المبادى»: نتايج را بگير، و مقدمات را رها كن.
توضيح اين جمله اين است كه اگر كسى، كسى را فراموش كرد، نتيجه آن اين است كه درباره او خوبى و نيكى نمى كند، در چنين مورد مقدمه اى است و نتيجه اى.
مقدمه حالت فراموشى است.نتيجه خوبى نكردن، اگر درباره خدا بگوييم خدا فلانى را فراموش كرده است، آن مقدمه كه همان حالت نفسانى است درباره خدا وجود ندارد، ولى نتيجه و غرضى كه بر فراموشى به صورت طبيعى مترتب مى شود، كه همان دورى از لطف و مهر است، قطعاً وجود دارد.
اين قانون و قاعده در كليه الفاظى كه تحقق معانى آنها در خدا محال است حاكم مى باشد، مانند غضب وخشم، مودت و مهر، رضايت و خشنودى و امثال آنها.
و علت اين كه قرآن اين الفاظ را درباره خدا به كار مى برد اين است كه قرآن به زبان مردم سخن مى گويد و مردم پيوسته خدا را با اين الفاظ توصيف مى كنند، هر چند حقايق اين معانى درباره خدا متحقق نمى باشند منتها غايات و آثارى كه بر اين معانى مترتب است در خدا متحقق است.
شما اگر به آيات ديگر در اين زمينه مراجعه بفرماييد بر اين حقيقت به روشنى واقف مى گرديد.
قرآن در سوره سجده آيه ١٤ آن جا كه نسيان سراى ديگر را سبب آن دانسته است كه خدا نيز آنان را فراموش مى كند، فراموشى خدا را به معنى