منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٨
است نه براى تبيين[١] زيرا به حكم شهادت آيه هاى پيشين و تاريخ قطعى، ياران پيامبر را دسته هاى گوناگون و چهره هاى مختلف تشكيل مى دادند و در ميان آنان مؤمن و فاسق فراوان بود. قرآن در مورد داورى درباره گروه مؤمن از صحابه پيامبر و فاسق از آنان چنين مى فرمايد:
(أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُون) (سجده/١٨).
«آيا آن كسى كه مؤمن است بسان كسى است كه فاسق مى باشد؟».
شأن نزول آيه درباره على عليه السَّلام و وليد بن عقبه است و به طور گسترده در كتابهاى تفسير بيان شده است.[٢]
قرآن درباره گزارشگر فاسق از صحابه پيامبر مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جائَكُمْ فاسِقٌ بِنَبأ فَتَبَيَّنُوا) .
«اى افراد با ايمان اگر گزارشگر فاسقى خبر داد، ايستادگى كنيد و به بررسى بپردازيد».
شأن نزول آيه حاكى است كه وليد فاسق، خبر غير صحيحى درباره طايفه بنى المصطلق آورده بود.[٣]
ثانياً: هرگاه ملاك رضايت خداوند، ثبات آنان بر ايمان و گرايش به عمل صالح بود، اين ملاك همان طور كه در گذشته شرط بود، در آينده نيز شرط خواهد بود.
[١] علاوه بر اين، بحث آيه به گواهى لفظ (والسّابقون الأوّلون) درباره خصوص سابقان بر اسلام است، نه همه مهاجر و انصار و نه همه صحابه.
[٢] به تفسير طبرى:٢١/٦٢ و ذخائر العقبى، ص ٨٨ مراجعه شود.
[٣] مفسران اتفاق نظر دارند كه مقصود از فاسق، در آيه (وليد بن عقبه) است. علاوه بر مفسران، دانشمندان رجالى نيز اين مطلب را در ترجمه وليد آورده اند. به اسد الغابة:٥/٩٠ مراجعه شود.