منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٠
مى كند و آن اين كه يهود به نمايندگان قريش گفتند اگر محمد به هر سه سؤال ما پاسخ داد او پيامبر است و اگر پاسخ، نداد، او دروغگو است.[١]
ثانياً: شناخت روح بالاتر از شناخت خدا نيست انسان خدا را از طريق صفات و آثار او مى شناسد، همچنان كه مى تواند روح را از طريق آثار او كه تعقل و تفكر، بينايى و شنوايى از آثار عمده او است بشناسد و شناخت صفات، روزنه اى به شناخت خود شىء به شمار مى رود و اگر هدف شناخت حقيقت و ماهيت روح باشد اين تنها روح نيست كه حقيقت او از افق شناخت انسان بيرون است، بلكه بسيارى از موجودات مادى كه دور وبر ما را گرفته است از افق شناخت ما بيرون است، و آگاهى از حقايق اشيا در انحصار آفريدگار آنها است.
ما الكتريسيته را مشاهده مى كنيم كه فضايى را روشن مى سازد امّا ماهيت آن چيست؟ هرگز براى ما روشن نيست ما با آثار اتم آشنا هستيم امّا حقيقت آن چيست هرگز براى ما معلوم نيست.
بنابراين، ناآگاهى از خاصيت و حقيقت روح، به انسان اختصاص ندارد.
نظريه استوار
با توجه به بحثى كه درباره اين سؤال انجام گرفت و روشن شد كه مقصود از روح در مورد سؤال، امين وحى جبرئيل است كه مورد خشم گروه يهود بود، تفسير جمله(قُل الرُّوح مِنْ أَمْرِ رَبّى)بسيار روشن است.
[١] سيره ابن هشام:١/٣٠١.