منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩
مى فرمايد:
(وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَة هِىَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الّتِى أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ) .
مفسران مى گويند: پيامبر در مهاجرت خود به مدينه، در نيمه راه (جحفه) زادگاه خود را به خاطر آورد و به ياد آنجا افتاد، ناگهان وحى الهى به او نويد قطعى داد كه خدا تو را به آن سرزمين باز خواهد گردانيد، و اين نويد غيبى در سال هفتم هجرت تحقق پذيرفت و پيامبر با گروهى از افراد با ايمان در حالى كه رجال شرك بر مكه حكومت مى كردند، عازم زيارت خانه خدا شد و پس از سه روز توقف در مكه و انجام مراسم عمره به مدينه باز گشت، آنگاه در سال هشتم با ارتش سنگين و گران، حكومت شرك را برانداخت و با سپاه توحيد وارد شهر توحيد گرديد، آيه ياد شده در زير، بيانگر اين نويد الهى است:
(إِنَّ الَّذِى فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرآن لَرّادُّكَ إِلَى مَعاد...) (قصص/٨٥).
«آن كس كه تبليغ قرآن را بر تو واجب كرده است، تو را به وطن باز خواهد گردانيد».
يك چنين نويد قطعى در نيمه راه كه هنوز قدرت اسلامى شكل نگرفته بود، نشانه ارتباط آورنده قرآن، با مقام ربوبى است.[١]
٤. هجرت يك سنت الهى است
در حالى كه مهاجرت پيامبر، يك حادثه بزرگ و پربار بود به گونه اى كه
[١] مجمع البيان:٣/٢٦٩.