منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٤
روشن است ولى همان مضمون مى تواند كنايه از مقصود نهايى، يا پلى براى معنى ديگرى باشد، در اين صورت بازگردانيدن آيه به آن مقصود نهايى، تأويل خواهد بود، اكنون با طرح دو مثال، تفاوت اين دو نوع رفع ابهام روشن مى گردد.
در سوره توبه آيه ٣٧ چنين مى خوانيم:
(إِنَّما النََّسِىءُ زِيادَةٌ فِى الكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَيُحَرِّّمُونَهُ عاماً...) .
«تأخير، فزونى در كفر است، به وسيله آن، گروه كافر گمراه مى شوند، يك سال آن را تحريم و سال ديگر حلال مى كنند».
همان طور كه ملاحظه مى نماييد، مضمون آيه كاملاً مبهم وغير روشن است و انسان نمى داند مقصود از «نسىء» كه به معناى تأخير است، چيست؟ چه تأخير مايه فزونى در كفر است؟ و تازه اگر بدانيم مقصود، تأخير ماههاى حرام است، روشن نيست اين تأخير چگونه بوده است، وروى چه هدفى انجام مى گرفته است و بعداً چگونه جبران مى شده است؟
اين نوع پرده بردارى از مضمون آيه، تفسير آن است نه تأويل آن.
باز در همين سوره، آيه ١١٨ همين حكم را دارد، متن آيه چنين است:
(وَعَلَى الثَّلاثَة الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتّى إِذا ضاقَتْ عََلَيْهِمُ الأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ).
«و آن سه نفرى كه بازماندند، زمين با تمام گسترش آن تنگ شد و روح آنان بر خود آنها، تنگ گرديد، و گمان كردند كه پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست.(خداوند) به سوى آنان، با رحمت بازگشت، تا توبه كنند، خداوند توبه پذير و رحيم است».