منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤
حركت پاى مورچه را بشنود و يا آن را ببيند، و ريا از نظر نفوذ در قلب، وحركت در عمل، ناشنواتر وناپيداتر از حركت مور در شب تار است از اين جهت بر افراد مؤمن لازم است به هوش باشند كه ريا به طور ناخود آگاه به قلوب و اعمال آنان نفوذ نكند.
اين قسمت بُعد عقيدتى ريا است اكنون لازم است كه با بعد اجتماعى و اخلاقى آن آشنا شويم:
بزرگترين ضرر و آسيبى كه «ريا» بر اخلاق جامعه و فرد وارد مى آورد اين است كه كار را بى ريشه مى سازد، و از عمق عمل مى كاهد، و افراد را بر ظاهر سازى (هر چند دردى را دوا نمى كند) وادار مى سازد.
فرض كنيد كه فردى به افتادگان و آسيب ديدگان جامعه كمك مى كند اين كار از انگيزه هاى الهى و مايه هاى انسانى او سرچشمه نمى گيرد، بلكه به خاطر به دست آوردن شهرت و نام و نشان و سرانجام تحصيل مال و مقام، به اين كار دست مى زند، به طور مسلم كار او عمق و ريشه پيدا نخواهد كرد وجريان كار، به طور موقت تا لحظه حصول نتيجه ادامه خواهد داشت. و پس از اخذ نتيجه، نه گرد او را خواهيم ديد و نه كار او را، نه از تاك نشان خواهيم يافت و نه از تاك نشان، حتى همان كار موقت او، ظاهرى خواهد داشت نه باطن، به جنبه هاى نمايشى آن توجه بيشترى خواهد نمود، و از توجه به جنبه هاى باطنى و سودمندى آن، سر برخواهد تافت.
در حاليكه اگر اين كار نيك، از انگيزه هاى الهى و انديشه هاى انسانى درست، سرچشمه بگيرد، كار، ريشه و عمق پيدا كرده، و از دوام و پيوستگى برخوردار خواهد بود، تا حدى كه فرد نيكوكار گاهى زندگى را بر خود سخت مى گيرد تا خدمت بيشترى درباره طبقه افتاده انجام دهد.