منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨١
موارد بيانگر منحصر بودن حق به ذات خدا است. و اين كه او فقط حق است و بس، و غير او از معبودهاى دروغين، باطل محض مى باشند.
اكنون بايد ديد كه چگونه خدا، حق مطلق، ومعبودهاى دروغين باطل محض هستند.
توضيح اين كه: مشركان درباره بت ها، به نوعى ربوبيت معتقد بوده و تصور مى كردند كه بخشى از كارهاى خدا در جهان هستى از قبيل: نزول باران وساير خيرات و بركات و يا كارهايى از قبيل: مغفرت و شفاعت به بت هاى آنها سپرده شده است و آنها، مالك بخشى از مقام ربوبيت مى باشند.[١]
قرآن در مقام ابطال اين انديشه خدا را حق مطلق، و بت هاى چوبى و فلزى را، باطل محض معرفى مى كند، زيرا اگر معيار در توصيف شىء به حق و باطل، داشتن ربوبيت و يا فاقد بودن آن باشد، اين حقيقت، منحصر به خدا است و جز او كسى مالك مقام الوهيت و ربوبيت نيست، زيرا، محور بحث اين است كه آيا الوهيت و ربوبيت، منحصر به ذات خدا است، يا اين كه معبودهاى دروغين آنان نيز سهمى در اين قسمت دارند، بنابراين حق و باطل بودن، بر محور داشتن يا نداشتن چنين واقعيت دور مى زند، و شكى نيست كه اين واقعيت، منحصر به خدا است، و غير او سهمى از الوهيت و ربوبيت ندارد.
چيزى كه اين مطلب را تأييد مى كند اين است كه در دو سوره (حج و لقمان) پيش از اين آيه، آيات مربوط به تدبير جهان و كارگردانى آن وارد شده
[١] در اين قسمت به جلد اوّل، بخش «توحيد در ربوبيَّت»، صفحه ٣٢٨ ـ ٣٦٤ مراجعه فرماييد.