منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦
مى باشد، چنان كه مى فرمايد:
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزِيدُ الظّالِمينَ إِلاّ خَساراً)(اسراء/٨٢).
«از قرآن آنچه مايه شفا و رحمت براى مؤمنان است، فرو مى فرستيم، و همين قرآن مايه فزونى زيان كارى ظالمان مى باشد».
قرآن براى گروهى مايه يادآورى وجذب به سوى خدا، و براى گروه ديگر مايه دورى از رحمت خدا، است آنجا كه مى فرمايد:
(وَلَقَدْ صَرَّفْنا فِى هذَا القُرآنِ لِيَذَّكَّروا وما يَزيِدُهُمْ إِلاّ نُفُوراً) (اسراء/٤١).
«ما در اين قرآن (حقايق را) بيان كرديم تا متذكر شوند، و براى مشركان جز دورى ازخدا، چيزى نمى افزايد».
در اين جا سؤالى مطرح مى شود، و در كتاب هاى تفسير و عقايد به طور روشن به آن پاسخ داده شده است و آن اين كه : چگونه خدا و قرآن هم مبدأ هدايت و هم سرچشمه ضلالت است آيا صحيح است كه خداى بخشنده و بخشاينده مهربان و دادگر، بندگان خود را گمراه كند، آنگاه آنان را به خاطر گمراهى عذاب نمايد؟
پاسخ اين پرسش در اين جا نمى گنجد، جواب جامع بدون گردآورى تمام آيات و تشريح حقيقت هدايت و ضلالت در خدا و قرآن امكان پذير نيست، ولى براى اين كه از اين پرسش بى جواب نگذشته باشيم به توضيح دو نوع هدايت عمومى و خصوصى از نظر قرآن مى پردازيم و از تدبر در معنى هدايت خصوصى، معنى اضلال و گمراه ساختن خدا روشن مى گردد.