منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤١
معروف به ابن اثير متولد ٥٤٤ و متوفاى ٦٠٦ بهره بگيرد و كتاب اخير در شش جلد در مصر به چاپ رسيده است، هر چند اين كتاب پيرامون مفردات احاديث سخن مى گويد ولى مى تواند در تفسير قرآن نيز به ما كمك شايانى كند.
٣. تفسير قرآن به قرآن
قرآن با كمال روشنى خود را بيانگر همه چيز معرفى مى كند آنجا كه مى فرمايد:
(...وَنَزَّلْنا عَلَيْكَ الكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىء...) (نحل/٨٩).
«قرآن را بيانگر همه چيز براى تو فرو فرستاديم».
هرگاه قرآن بيانگر همه چيز هست طبعاً بيانگر خود نيز مى باشد بنابراين اگر در آيه اى ابهامى وجود داشته باشد و طبعاً مصلحت در ابهام گويى بوده است مى توان با مراجعه به آيات ديگر كه در آن زمينه وارد شده اند از آيه نخست رفع ابهام نمود.
در اين جا نمونه اى را به عنوان مثال يادآور مى شويم:
خداوند در سوره شعراء آيه ١٧٣ درباره قوم لوط چنين مى فرمايد:
(وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ المُنْذَرِينَ) .
«ما بر آنان بارانى فرستاديم چه بد بود باران بيم شدگان».
اين آيه به طور اجمال از فرستادن باران سخن مى گويد ولى روشن نيست كه اين ريزش، از چه مقوله اى بوده است، آيا ريزش، آب بود يا ريزش سنگ ولى آيه ديگر، ابهام آيه مورد نظر را رفع مى كند آنجا كه مى فرمايد: