منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
كف هايى را با خود حمل مى كند) بلكه در روى فلزاتى كه براى زينت و يا ابزار زندگى بر اثر فشار آتش ذوب مى شوند كف هايى ظاهر مى گردد، خداوند اين چنين حق و باطل را ترسيم مى كند(و اندازه ثبات وپايدارى حق و باطل را مجسم مى سازد) امّا كف ها از بين مى روند ولى آنچه براى مردم سود دارد (مانند خود آب و فلزات) در زمين باقى مى ماند، خداوند اين چنين مثل ها را مى زند (و مقام حق و باطل را روشن مى نمايد)».
١ . اين مثل يكى از مثل هاى پر مغز و پر معنى قرآن است، در اين آيه ترسيمى دقيق و پر نكته از مبارزه حق و باطل و موقعيت و نتايج آن دو، به عمل آمده است. در اين مثل، حق به آب و فلزات تشبيه شده و باطل بسان كف روى آب يا كف فلزات ذوب شده تلقى شده است، در اين مثل، مانند آياتى كه قبلاً يادآور شديم، ثبات و پايدارى از آثار حق و بى ثباتى و فروكش كردن را از علايم باطل مى داند، حق را بسان آب و فلز مصفايى مى داند كه در مسير خود روى زمين باقى مى ماند و پس از اندكى به صورت چشمه و چاه ظاهر مى گردد ويا به صورت ابزار و آلات زندگى در دست مردم مورد استفاده واقع مى شود، ولى باطل بسان كفهاى روى آب و يا روى فلزات ذوب شده است كه كاملاً بى ثبات بوده و پس از لحظاتى فرو كش مى كند، واين همان ويژگى بود كه از آيات قبلى نيز استفاده كرديم اكنون لازم است به بيان ديگر اسرار و رموز اين مثل كه بيانگر هويت حق و باطل در ميدان مبارزه است بپردازيم و با توجه به اين كه «پايدارى» و «ناپايدارى» نخستين اثر حق و باطل است، تبيين ديگر آثار و ويژگى ها را با شماره دو آغاز مى كنيم.
٢. باطل، ظاهرى فريبنده و تو خالى دارد، و در عين حال بسان كف هاى روى آب و يا روى فلزات ذوب شده خودخواه و بلند پرواز است، ولى حق از هر نوع فريبندگى و تظاهرات تو خالى، دور بوده و پيوسته متواضع