منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
آزادى بخش» ناميد نه ابتدايى و تعرضى.
تصور اين كه دولت ويا ملتى نبايد در امور داخلى دولت ها وملت ها، مداخله نمايد،سفسطه اى بيش نيست، اين اصل مربوط به موردى است كه دولتى با حمايت ملت خود، كارى را صورت دهد، نه اين كه دولتى به زور سرنيزه، بر جمعى بتازد، وگروهى را حاكم، و گروهى را محكوم و سر به نيست سازد.
٢. جهاد براى رفع موانع دعوت
حالا اگر تجاوز به شخص و شخصيت مسلمانى در كار نباشد، ولى حاكم مستبدى آنچنان ايجاد اختناق كند كه نگذارد دعوت پيامبران كه از جانب خدا براى انسان هاى عاقل فرو فرستاده شده است به آنان برسد، و مردم را در حصارى قرار دهد كه مانع از وصول كلام خدا مى باشد، آيا جهاد با چنين فرد و يا نظام، يك جهاد تعرضى است يا جهاد دفاعى. اگر دقت كنيم خواهيم ديد كه جهاد دفاعى است زيرا جلوگيرى از تبليغ مبلغ، يك نوع سلب آزادى از انسان ها است كه گوينده و مستمع را از چنين حق طبيعى ممنوع ساخته است، اين نوع جهاد مانند كوشش براى آزاد ساختن مستضعفان، يك نوع قيام بر خلاف ظلم واستبداد است زيرا نظامى كه پيوسته عقايد فاسد را به مردم تزريق مى كند، و مانع از دعوت پيامبر و نشر برنامه هاى حياتبخش پيامبران مى گردد، ظالمى است كه حقوق طبيعى را از مردم سلب كرده گو اين كه گاهى ملت مظلوم، به مظلوميت خود توجه ندارد و از ستمى كه بر او شده است بى خبر است. مبارزه با چنين رژيمى ستمگر، قيامى است دفاعى از حقوق انسان ها كه رژيم، از آن ها سلب كرده است و مبارزه اى است با ظلم و.