منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢١
خوبى ملموس است و نياز به دليل و برهان ندارد. ما از لمسى مى گذريم و به نصوص قرآنى تكيه كرده و اصل «عدالة الصحابه» را بررسى مى كنيم.
الف: قرآن، صحابه را به گروههايى تقسيم مى كند
قرآن افرادى را كه به مصاحبت پيامبر، تشرف يافته اند علاوه بر چهره هاى نيك و زيبا به گوناگونى تقسيم نموده و آنهارا با چهره هاى مختلفى ترسيم مى كند:
١. منافقان و دو چهره هايى كه پيامبر آنان را مى شناخت و يك قسمت از آيات قرآن معرف صفات و خصوصيات اين گروه مى باشد.[١]
٢. گروهى از منافقان و دوچهره هاى بيابان نشين و يا اهل مدينه كه پيامبرصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم آنان را نمى شناخت، ولى خود را در صفوف «صحابة الرسول» جا زده بودند چنان كه مى فرمايد:
(وَمِمَّنْ حَولَكُمْ مِنَ الأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمهُمْ...) (توبه/١٠١).
«برخى از باديه نشينان در اطراف شما هستند، منافقند، برخى از اهل مدينه در نفاق فرو رفته اند تو آنها را نمى شناسى، ما مى شناسيم».
٣. برخى از صحابه پيامبر را گروهى تشكيل مى دادند كه از نظر روحى بيمار بودند. اين گروه، غير از گروه منافق و دو چهره ها بودند كه اصلاً به
[١] بيشتر آيات مربوط به منافقان در سوره برائت و منافقون وارد شده است و نخستين آيه سوره منافقون مربوط به اين گروه از منافقين مى باشد، و ما در جلد نهم از اين كتاب پيرامون «نفاق و منافقون در قرآن» از ديدگاه قرآن سخن گفته ايم.