منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٣
(مَرَجَ الْبَحْرَينِ يَلْتَقِيانِ * بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ * فَبِأَىِّ آلاءِ رِبِّكُما تُكَذِّبانِ * يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُؤْلُؤُ وَالْمَرجانِ)(الرحمن/١٩ـ٢٢).
«دو درياى مختلف را در كنار هم قرار داد، ميان آن دو حايلى است كه به يكديگر تجاوز نمى كنند، كدام يك از نعمت هاى خدا را تكذيب مى كنيد، از آن دو دريا، لؤلؤ و مرجان استخراج مى شود».
در اين آيه از امور ياد شده در زير گفتگو به عمل آمده است:
١. دو دريا به هم مى رسند.
٢. ميان آن دو حايلى است كه با هم مخلوط نمى گردند.
٣. از آن دو دريا جواهراتى مانند لؤلؤ و مرجان استخراج مى شود.
مقصود از اين دو دريا، به قرينه استخراج «لؤلؤ و مرجان» دو نوع آبهاى مختلف است كه در نقطه اى از جهان به هم مى رسند و هرگز آب يكى با آب ديگرى مخلوط نمى شود، اختلاف دو دريا، طبعاً به شيرينى و گوارايى و شورى و تلخى و يا زلالى و صافى و تيرگى رنگ آنها خواهد بود. حالا اين دو پديده طبيعى در كجا ى جهان و در دل كدام يك از درياها قرار دارند، فعلاً براى ما مطرح نيست.
ابن عربى مستغرقِ در عرفان و فلسفه، وقتى به تفسير اين آيه مى رسد با همان ذهن فلسفى و عرفانى به آيه نگريسته و مى گويد:
مقصود از «درياى شور و تلخ»، امور مادى و جسمانى است و مقصود از «درياى شيرين» و گوارا همان روح است كه هر دو در وجود انسان تلاقى پيدا كرده و حاجز و فاصل ميان آن دو همان «نفس حيوان» است كه اگر در صفا و پاكيزگى به پايه روح انسان نمى رسد، ولى در كدورت و تيرگى از اجساد