منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩
مناسب براى پخش بذر توحيد نديد، تصميم بر مهاجرت گرفت و قوم خود را از تصميم خود آگاه ساخت چنان كه قرآن مى فرمايد:
(وَأَعْتَزِلُكُمْ وَما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَادْعُوا ربِّى عَسى أَلاّ أكونَ بِدُعاءِ ربِّى شَقِيّاً * فَلَمّا اعْتَزلَهُمْ وَما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسحاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلاًّ جَعَلْنا نَبِيّاً) (مريم/٤٨ـ ٤٩).
«من از شما و بت هايى كه مى پرستيد دورى مى گزينم وخدا را مى خوانم، اميدوارم مرا محروم نگرداند. آنگاه كه او از قوم خود و بت هايى كه به جاى خدا مى پرستيدند، دورى گزيد، ما هم به لطف و مرحمت خود، اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و به هر دو، شرف نبوت بخشيديم».
قرآن در آيه ديگر باز به مهاجرت ابراهيم اشاره مى كند و مى فرمايد:
(قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقوهُ فِى الجَحِيمِ* فَأَرادُوا بهِ كَيْداً فَجَعلْناهُمُ الأَسْفَلين * وَقالَ إِنِّى ذاهِبٌ إِلى رَبِّى سَيَهْدِينِ * رَبِّ هَبْ لِى مِنَ الصّالِحينَ)(صافات/٩٧ـ ١٠٠).
«قوم او گفتند براى او آتشخانه اى بسازيد و او را در آتش بسوزانيد، آنان قصد جانش كردند ما نيز آنان را پست قرار داديم(و نقشه هاى آنان را نقش بر آب كرديم) و ابراهيم به آنان گفت به سوى خداى خود خواهم رفت، او مرا هدايت خواهد نمود، پروردگارا! براى من فرزندى از صالحان عطا فرما».
مفسران مى گويند آيات هر دو سوره ناظر به مهاجرت ابراهيم از بابل به «ارض مقدس» است، او با همسر خود و «لوط» به سرزمين شام مهاجرت كردند، او براى تشويق ديگران (كسانى كه به او گرويده بودند) به مهاجرت، و به كورى چشم دشمنان خود، مى گويد (سيهدين) : خدايم مرا در اين مقصد يارى و راهنمايى مى كند.