منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
«آيا كسى كه مرده بود، او را با ايمان زنده كرديم و براى او نورى قرار داديم كه در ميان مردم راه مى رود (با آن كس كه چنين نيست، يكسان است)».
ملت هاى فاقد ايمان كه در عصر جاهلى گذشته زندگى مى كردند، يا گروههايى الحادى كه در عصر جاهلى قرن بيستم به سر مى برند فقط حيات حيوانى دارند، اما فاقد حيات معنوى و عقلانى صحيح مى باشند.
اين بيان، روشنگر اين مطلب است كه: آيين اسلام، يك مشت اذكار خشك و تعاليم دور از زندگى صحيح انسانى نيست. حقيقت دين همان حيات و تحرك در تمام ابعاد زندگى مى باشد و اگر گروهى لفظ (لما يحييكم) را به جهاد و غيره تفسير كرده اند، در حقيقت آن را تنها به يك عامل حيات تطبيق كرده اند، وگرنه مجموع تعاليم اسلام، مايه حيات و زندگى است.
٣. اگر دزدان اموال و ثروت، در تاريكى شب، از لانه و دخمه هاى خود بيرون مى آيند و به زندگى مردم دستبرد مى زنند، و در روشنايى جرأت ظهور ندارند، همچنين، دزدان سعادت و افراد شياد در محيطى كه مذهب حكومت مى كند، و پيامبران و كتاب هاى آسمانى راهنماى مردم است، وافراد جامعه با نيروى ايمان و تقوا مجهز مى باشند، قدرت خودنمايى ندارند، و در گوشه اى، مى خزند، آنها فقط در محيط هاى آشفته و فارغ از علم و ايمان، خودنمايى مى كنند و به تبليغ فرهنگ باطل و نادرست مشغول مى شوند، و به فرقه سازى، و گروه گرايى مى پردازند.
٤. اگر سريع ترين حركت از آن نور است كه در هر ثانيه، سيصد هزار كيلومتر را طى مى كند، نور قرآن و ايمان در محيط هاى آماده و در قلوب پاك، برق آسا نفوذ كرده و قطر عظيمى را در اندك مدتى روشن مى كنند.