منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٠
نقل شده است كاملاً تفاوت دارد، زيرا خود امام على عليه السَّلام در روايات ديگر تصرح كرده است كه راسخان در علم از تأويل قرآن و يا تأويل «متشابه» آگاه مى باشند در اين صورت چگونه مى توان آن همه احاديث را رد كرد و تنها اين حديث را گرفت.[١]
و ثانياً: گروهى از مفسران و محدثان اسلامى به توجيه اين بخش از خطبه برخاسته و در اين مورد توجيهاتى را يادآور شده اند[٢] هر چند غالب و با همه آنها با متن حديث چندان وفق نمى دهد آنچه مى توان گفت اين است كه اين بخش از خطبه از طريق قطعى به دست ما نرسيده و نمى تواند در مقابل اين همه روايات حجت و حديث اطمينان بخش باشد.
اين تنها روايات شيعه نيست كه گواهى مى دهند كه راسخان در علم از تأويل متشابه آگاهند بلكه روايات اهل تسنن نيز در اين مورد با روايات شيعه هماهنگ است اينك برخى را در اين جا مى آوريم.
ابن عباس مى گويد:
١. «وانا ممّن يعرف تأويله»:«من از گروهى هستم كه تأويل قرآن را مى داند».
پيامبر در حديثى در باره «ابن عباس» چنين دعا كرد:
٢. «اللّهم اعط ابن عباس الحكمة وعلمه التأويل»: «خدايا به ابن عباس حكمت بده و تأويل قرآن را به او بياموز».
٣. «اللّهمّ فقّهه فى الدّين وعلمه التأويل»: «خدايا دين را به او تفهيم كن و
[١] به تفسير برهان:١/٢٧٠، به حديث شماره ٦ و نور الثقلين:١/٢٦٠ حديث شماره ١٨، ٢٥، ٢٦، ٤٣ و ٤٥ و در حديث ٢٦، چنين مى فرمايد:«وأعطانا وحرّمهم» :به ما (تأويل متشابه را) داد و آنان را محروم ساخته است.
[٢] بحار:٤/٢٥٧ و الميزان:٢/٢٨و٦٩.