منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨
عالى قرآن و تلاوت صحيح آن است، اين دو نوع علوم عبارتند از:
١. علوم عربيه: از قبيل صرف و نحو، لغت و اشتقاق و معانى و بيان و بديع و غيره كه بايد اينها را كليد فهم معانى ابتدايى قرآن دانست. درست است كه بهره بردارى از اين كليد، مخصوص به قرآن نيست بلكه از طريق اين علوم، انسان به زبان عربى آشنا شده و از كليه كتابهايى كه به زبان عربى نگارش يافته اند بهره مى گيرد، ولى انگيزه اصلى و اساسى از كشف قواعد زبان عربى و تدوين اين علوم فهم «كتاب اللّه» بوده است.
٢. علوم قرآن: مقصود از آن، علومى است كه مربوط به خود قرآن بوده و از خود قرآن مايه مى گيرد، مانند«قصص پيامبران»، «شأن نزول ها»، و «قرائت»، «تجويد» و نظاير اينها، اين نوع علوم از متن قرآن مدد مى گيرند، از طريق خود اين كتاب تدوين مى گردند.
علومى كه از متن خود قرآن كمك مى گيرند، به اين علوم منحصر نيست، بلكه با پيشرفت تمدن اسلامى و تكامل انديشه ها، گسترش ديدها و بينش ها، «علوم قرآن» افزايش يافته است.
قطب الدين شيرازى (متوفاى ٧١٠)در كتاب «درة التاج» علوم قرآن را به دوازده علم تقسيم كرده است، در حالى كه «جلال الدين سيوطى»(متوفاى سال ٩١١)، در كتاب «اتقان» علوم قرآن را به هشتاد نوع رسانيده است.
«بدرالدين زركشى»(متوفاى ٧٩٤) در كتاب «البرهان فى علوم القرآن» انواع علوم قرآن را به چهل و هفت نوع رسانيده و بسيارى از انواع علوم را كه بعدها سيوطى آنها را به صورت علمى مستقل شمرده است، در برخى ادغام كرده است.