منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٢
يك گروه از مستضعف، كسانى هستند كه در عين اين كه تحت سلطه قرار دارند، و زورمندان، از رشد و تكامل آنها جلوگيرى مى كنند، ولى در عين حال توانايى آن را دارند كه از قلمرو نفوذ آنان بيرون آيند، تا در محيط باز، نيروهاى معنوى و مادى آنان شكفته گردد ولى آنان به عللى، زير سلطه بودن را بر ترك زادگاه و زندگى در غربت، ترجيح مى دهند، و سرانجام در استضعاف فكرى باقى مى مانند و در نتيجه، به حفظ ايمان موفق نمى شوند. قرآن اين گروه را كه مى توانند خود را از تحت سلطه خارج سازند مذمت كرده و مى فرمايد:
(إِنَّ الّذِينَ تَوَفّاهُمُ المَلائِكة ظالِمى أَنْفسهمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الأَرْضِ قالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ واسِعَةً فَتُهاجرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأواهُمْ جَهَنَّم وَساءَتْ مَصِيراً)(نساء/٩٧).
«آنگاه كه فرشتگان جان كسانى را مى گيرند كه بر نفس خود ستم كرده اند، از آنها مى پرسند در دنيا چه مى كرديد آنان مى گويند تحت سلطه حكام بوديم، فرشتگان مى گويند آيا روى زمين خدا پهناور نبود كه به آن جا سفر كنيد (و از محيط جهل و كفر به سرزمين علم و ايمان برويد) و در نتيجه از اين گروه اعتذار پذيرفته نمى شود، جايگاه آنان دوزخ است چه جايگاه بدى است».
اين آيه حجت را بر گروه مستضعفانى كه مى توانند خود را از تحت سلطه حكام كافر برهانند، تمام كرده است، و به ديگر سخن: اين آيه هجرت را درباره افراد قادر وتوانا يك فريضه الهى مى داند، تا از اين طريق، سرزمين شرك را به قصد سرزمين توحيد ترك كنند و هر نوع عذر و پوزش را از آنان نمى پذيرد. و فقط در آيه بعدى گروهى از بيچارگان را استثنا مى كند كه توانايى جسمى و فكرى بر هجرت ندارند چنان كه مى فرمايد:
(إِلاّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً