منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
اين پديده به ظاهر ساده، صفحه تاريخ را دگرگون ساخت و در سايه آن، مسير تاريخ عوض گرديد ولى بايد توجه نمود كه مهاجرت در قرآن و احاديث اسلامى تنها يك حادثه تاريخى نيست كه هر موقع سخن از هجرت و مهاجرت به ميان آيد، اذهان متوجه هجرت رسول اكرم گردد، و از ديگر ابعاد آن غفلت شود، بلكه به حكم اين كه پيامبر گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم «اسوه» و «الگو» است چنان كه مى فرمايد:
(لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِى رَسُول اللّه أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...) (احزاب/٢١).
«پيامبر گرامى براى شما مردم، اسوه و الگوى نيكو است» .
و بايد پا، به جاى پاى او نهاد و به خاطر همان انگيزه ويا مشابه آن، كه حضرتش مهاجرت كرد، ما نيز بايد از نقاطى كه قادر به نجات ايمان وحفظ فرايض مذهبى خود نيستيم، مهاجرت كنيم و بدانيم كه مهاجرت از بلاد كفر، به بلاد اسلام و از نقطه اى كه قادر به تبليغ و ارشادو عمل و قيام به وظايف اسلامى نيستيم، به نقطه ديگر كه به ما همه نوع امكانات دينى مى بخشد، يكى از احكام الهى است كه در تمام شرايع آسمانى وجود داشته و در اسلام نيز تا به امروز به قوت خود باقى است.
رسول گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم مى فرمايد:
«لَنْ تَنْقطع الهِجرة ما قُوتل الكفّار».[١]
«تا ميان مسلمانان وكافران نبردى وجود دارد، هجرت بر افراد لازم است».
امير مؤمنان عليه السَّلام در اين مورد مى فرمايد:
«والهجرة قائمة على حدّها الأوّل، ما كان للّه فى الأرض حاجّة من مستسر
[١] جامع الأُصول: ١٢/٢٦١.