منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠
و براى اين كه در سرزمين غربت، تنها نماند، خداوند به او دو فرزند عطا مى كند و هر دو را به مقام نبوت مى رساند آنجا كه مى فرمايد:
(...وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَيَعقُوبَ وَكُلاًّ جَعَلْنا نَبِيّاً) (مريم/٤٩).
«به او اسحاق و يعقوب را عطا كرديم و به هر دو شرف نبوت داديم».[١]
ب: لوط
اين پيامبر الهى خواهرزاده ابراهيم بود، وى نخستين شخصى است كه به ابراهيم ايمان آورد، لوط از آنجا كه محيط بابل سرزمين كنونى (عراق) را مناسب نديد، حساب خود را از قوم خود جدا كرد.
قرآن در مورد او چنين مى گويد:
(فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقالَ إِنِّى مُهاجِرٌ إِلى رَبّى إِنَّهُ هُوَ العَزِيزُ الْحَكِيمُ) (عنكبوت/٢٦).
«لوط به ابراهيم ايمان آورد و گفت من به سوى خدايم مهاجرت مى كنم، او است عزيز و حكيم».
ج: موسى بن عمران
او مظالم دستگاه فرعون را مى ديد و پيوسته از آن انتقاد مى كرد و مستضعفان را بر ضدّمستكبران مى شورانيد. سرانجام فعاليت هاى چشمگير موسى با شعار (...فَلَنْ أَكُونَ ظَهيراً لِلْمُجْرِمينَ)(قصص/١٧): «من هرگز پشتيبان افراد گنهكار نخواهم بود» ، حكومت فرعون را به وحشت انداخت وحكومت
[١] مجمع البيان:٣/٥١٧ و٤/٤٥١.