منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٦
خود سازد، و راه اصلاح بپيمايد براى او ترس و اندوهى نمى باشد.
شكى نيست كه پس از استقرار آدم در روى زمين پيامبران بى شمارى براى راهنمايى بشر از سوى خدا آمده اند، و برنامه همگى اين بود:(...فَمَنِ اتَّقى وَأَصْلَحْ فَلا خَوفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَهُمْ يَحْزَنُونَ) و يك چنين خطاب در سرآغاز خلقت، مانع از آن نيست كه پيامبر ما، پيامبر خاتم باشد و به وسيله او باب نبوت كه ساليان درازى بود كه به روى بشر باز بود، به عللى بسته گردد.
نتيجه اين كه: قرآن، خطاب آن مقطع از زمان را براى ما نقل و حكايت مى كند، نه اين كه از جريانى كه پس از نزول، تحقق خواهد يافت گزارش مى كند.
و اين حقيقت در صورتى روشن مى گردد كه بدانيم قرآن در آيات بيست و ششگانه خود، فرزندان آدم را سه بار با جمله (يا بنى آدم) مورد خطاب قرار داده و فرموده است:
١. (يا بَنى آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً...)(اعراف/٢٦).
٢. (يا بَنِى آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيطانُ كَما أخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ...) (اعراف/٢٧).
٣. (يا بَنى آدم امّا يَأتينَّكُم رُسلٌ مِنْكُم...)(اعراف/٣٥).
و در مورد ديگر، كه قرآن از خطابات آغاز آفرينش نيز سخن مى گويد، از اين لفظ بهره گرفته و مى گويد:
(أَلَمْ أَعْهَد إِلَيْكُمْ يا بَنى آدمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ...) (يس/٦١).