منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥١
و جانشينان به حق او، پس از دريافت آنها از مقام وحى، در اختيار امت مى گذارند.
البته هدف اين نيست كه هر آيه اى از آيات، احتياج به بيان دارد تا كسى بگويد كه آيه (إِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىء قَدير) نياز به بيان دارد، بلكه غرض اين است كه اجمالاً در آشنايى با مقاصد قرآن، احتياج به بيان وحى داريم، وفعلاً در كميّت آن بحثى نداريم.
البته همان طور كه در مراجعه به شأن نزولها يادآور شديم هرگز نبايد با هر خبر وحديثى، به تفسير قرآن برخاست بلكه بايد حديث را از نظر سند و دلالت مورد دقت قرار داد و پس از «جامع الشرايط بودن» از آن كمك گرفت.
٦. توجه به هماهنگى مجموع آيات قرآن[١]
آنچه بيان گرديد، زيربناى اصل تفسير قرآن است ولى شرط مهم صحت تفسير واتقان و استوارى آن، اين است كه مفسر هر آيه را از آيات ديگر آن سوره و از آيه هاى ديگر سوره ها و سرانجام از مجموع قرآن جدا نداند و مطمئن باشد كه مجموع آيات، هدف واحدى را تعقيب مى كنند و يا اهدافى را تعقيب مى نمايند كه همگى در يك هدف وسيع خلاصه مى گردند.
بزرگترين لغزشگاه تفسير اين نقطه است يعنى فردى بر اثر آگاهى از گرامر زبان عربى، به تفسير يك آيه بپردازد و از آيات مشابهى كه در زمينه همان آيه وارد شده است، غفلت ورزد و همين لغزش در تفسير، مايه پيدايش
[١] توجه به هماهنگى مجموع آيات قرآن، غير از لزوم تفسير آيه به آيه است كه به صورت شرط سوم بيان گرديد و تفاوت اين دو با هم بسيار روشن است.